به سختی راه می رفت
حقم داشت با اون تنگی لباسها و کفشهای پاشنه بلندش نمیشه تندتر از این راه بره
از نوع پوشیدنش می شد فهمید از فروشندگان داخل پاساژه

یاد حرفهای دختری افتادم که برای استخدام و تعلیم خوشنویسی ؛ وارد اطاق مدیریت موسسه آموزشی و فرهنگی می شود
مدیریت بطور صریح از او می خواهد تا با آرایش وارد کلاس شود تا بچه های کلاس بهتره بگم بزرگترهای کلاس بیشتر جذب کلاس بشن می دونید که چی میخوام بگم
جذب بیشتر یعنی پول بیشتر برای موسسه آموزشی و فرهنگی !!!!!!!!!!!!؟؟؟؟؟؟؟
زنها به خاطر اینکه به حقوق کم قانعند ؛ روابط عمومی بالایی دارند ؛ صبورند و بله قربانگوی مدیریت هستند صاحب امتیازاتی شدند که گوی سبقت را از استخدام مردها ربوده اند
اما همش همین نیست
تاریخ را ورق می زنیم
عصر برده داری

زمانیکه زنان بعنوان کنیز خرید و فروش می شدند
کنیزان رقاص ؛ آوازه خوان و زیبا با قیمت گزافی خرید و فروش می شدند
امروزه برای اینکه ماهیت حقوق بشر به خطر نیافتد و نگویند کنیزداری منافی با حقوق زن است

جامعه سرمایه داری در نیازمندیها از کلماتی چون گزینش مانکن و استخدام منشی ؛ استفاده می کنن
حضور دوشیزگانی که گاها بدلایل نیاز کذایی به این مراکز مراجعه می کنن شروع می شود

بخصوص اگر شرکت یا فروشگاه ؛ دارای موقعیتی باشد که بتواند نقش سکوی پرتاب به لحاظ ارتباط با مشتریان مشهور یا ثروتمند را برای اونها فراهم کند
زن منشی یا فروشگاهی با حقوق مکفی استخدام می شود
تن و جسم زن مورد نیاز است نه فکر و استعدادش
جامعه جهانی به کنیزان مدرن نیاز پیدا کرده است و برای اینکه ما از قافله عقب نمانیم و مهر عقب ماندگی بر پیشانیمان حک نشود کنیزان با کلاس را با نام منشی یا زن فروشگاهی استخدام می کنیم
پول می دهیم که آرایش کند ؛ لباس تنگ بپوشد ؛ باز باشد و گاها برای اینکه پیشرفت شرکت را به رخ مشتریان خارجی بکشد بی حجاب در حضور توریستها جلوه گری کند
نیاز به زنان فروشنده آرایش کرده آنقدر زیاد می شود که آرایشگاههای زنانه در لیست خود خدمات آرایشی به زنان فروشنده را نیز قرار می دهند
اشتباه نکنید زنان فروشگاهی جامعه ما با این نوع آرایشها ؛ فاحشه به معنای عام خود نشده اند

ولی می شود فساد و فحشاء و تزلزل ارکان خانواده را در این حیطه جستجو کرد
کنیزان با کلاس وظیفه خود را به خوبی انجام می دهند

مشتریان پول بیشتری خرج می کنن
روابط عمومی بین زن فروشگاهی و مشتری بالاتر و بالاتر می رود
شهوتها شعله می کشد و پیشنهادها آغاز می شود
کنیزان باکلاس به امید زندگی بهتر , فریفته اینگونه پیشنهادها می شوند
ورق بر می گردد مشتری حظ خود را از کنیز با کلاس برده است
دیگر این کنیز به درد شرکت یا فروشگاه نمی خورد چراکه غم صورت او را پوشانده
او اخراج می شود
کنیزان با کلاس خود را در مرداب عواطف ضد و نقیض ؛ غرق شده می یابند
فساد پشت فساد
بعضی ها مرد ستیز می شوند
بعضی ها دست به خودکشی می زنن
بعضی ها به روسپیگری رو می آورند
و بعضی ها دوباره مستخدمهء یک شرکت دیگر می شوند
انگار نمی خواهند که بیدار بشوند
خوبست در مقابل به دوشیزگان و زنان آزاده ای اشاره کنم که وقتی عفت و آزادگی را در مقابل کنیزداری مدرن می بینند خود را نمی بازند
هر چند پیدا کردن شغل برای خود را دوایی برای فرار از بی حوصلگی های فضای خانه و نیشهای پدر یا برادران می بیند
هر چند شغل را وسیله ای برای جذب خواستگاری خود می بیند
هر چند شغل را وسیله ای برای التیام درد مالی خانواده خود می بیند
با این حال
او عفت خود و فرامین معبود خویش را فدای خواسته سرمایه داران نمی کند
او می داند که کنیز باکلاس شدن به مصلحت او تمام نمی شود
راه سخت می نماید ولی او سخت تر از راه عمل می کند ؛ استعداد و هنرهای خود را بالا می برد و به رخ جامعه می کشاند

می کوشد و بالاخره در فضایی که عزت یک زن به یغما نمی رود به کار مشغول می شود و خانواده ای را مدیریت می کند
و چنین زنان آزاده ای کم نیستند
در آخر ایام فاطمیه را به دوستداران حضرتش تسلیت عرض می کنیم

و امیدواریم تا زنان جامعه اسلامی نمونه ای هرچند کوچک از عزت و آزادگی این دردانه خلقت را به ارث ببرند
فهمیدن سخن دیگران