در اول بگویم منکر آن نیستم که فقر بعنوان یک عامل می تونه در بروز فحشاء و فساد در جامعه نقش داشته باشه
آیا این همه مسئله است و چیزی جزء آن نیست
آنچه مورد نظر من است اینست که به مسئله فقر با چه بینشی می نگریم
یادتون باشه در بیشتر مباحث کاندیداهای ریاست جمهوری ؛ عمده سخن تبلیغاتی شان فقر زدایی و ساماندهی به نظام اقتصادی و معیشتی مردم بود تا جاییکه یکی از کاندیداها ؛ فقر را برابر با فحشاء در جامعه تلقی کرد

خدا حفظ کند آقای حداد عادل را که گفت پس در اینجا جایگاه تقوا چی میشه
به نظر من ما بیشتر از آنکه از فقر مالی بترسیم باید از فقر ذهنی و فرهنگی جامعه بترسیم
اگر فقر مالی عامل خودفروشی دختران مملکت ماست پس چرا آنانکه با شغل روسپیگری ؛ به نوایی می رسند و ثروتمند می شوند قضیه را مختومه اعلام نمی کنند و باز به این شغل شریفشان می پردازند
اگر فقر شکمی و پوششی ؛ اهالی حلبی آباد را گرفتار کرده پس این همه ولخرجی هایی که بعضی دخترکان و مردان این آبادی ها به محض واریز رایانه ها و یا ماهیانه های موسسات خیریه ؛ سرریز کالاهای آرایشی و خرید لوازم صوتی و تصویری پیشرفته خود می کنن برای چیست
در جامعه افرادی را می بینی که در عین داشتن ثروت ؛ در عین داشتن جاه و مقام ؛ در عین داشتن شهرت میان مردم ؛ احساس کمبود و فقر می کنن
و این همان فقر ذهنی است
فقر ذهنی و فرهنگی است که اگر از دری وارد شود ؛ ایمان از دری دیگر خارج می شود
فقر ذهنی است که هویت و استقلال ایرانی را به پشیزی از کیسه های نودوخته و وعده های بیگانگان می فروشد
فقر ذهنی است که باعث می شود زنان ما هویتشان را در آرایش کردن خودشان در جامعه بیابند
فقر ذهنی است که حیا و عفت را در عرصه سینمای جهان به چالش می کشد

اگر آدمی بر شرایط مادی و روحی خود سوار نشود و بالعکس شرایط بر او سوار شوند
اینجاست که ردپای فقر ذهنی و فرهنگی بعضی ازافراد را خواهی دید
در اینجاست که زنان محجبه و چادری ما احساس فقر می کنن و با آرایش و
مزین کردن
حجاب چادری شان به انواع و اقسام البسه گرانقیمت و تقلید از مد ؛ فقر را از
خود برطرف کنن
در اینجاست که ثروتمند جامعه با همه داشته هاش ؛ احساس فقر می کند و باز به کسب مال و ثروت می اندیشد هرچند به قیمت فقرمالی دیگران تمام شود
اینجاست که ریاست(چه معنوی چه مادی)؛احساس فقر می کند و باز مقام بالاتری می طلبد هرچند به قیمت از بین بردن آبرو و حیثیت دیگران بوسیله شایعه پراکنی شود
.jpeg)
اینجاست که هنرمندان و مشاهیر جامعه احساس فقر می کنن و باز شهرت بیشتری می طلبند هرچند به قیمت از بین رفتن هویت ایرانی و عفت خویش باشد
اینجاست که اهالی حلبی آباد احساس فقر می کنن و رفاه تصنّعی را که جامعه لوکس و رسانه های استکباری برچشم و اندیشه آنها تحمیل کرده ؛
خواستار باشند هر چند به قیمت از دست رفتن رفاه شهروند دیگری شود
رفع نیازهای ضروری لازم است
اما آیا همه نیازهای ما ضروری است

باید جامعه آموزش ببیند زیر خط فقر ذهنی قرار نگیرید
در این صورت است که تک تک افراد جامعه اسلامی ما مدتها می تواند در حصار و تحریم شعب ابوطالب دوام بیاورد
در این صورت است که از خانه فقیرانه ؛ دکترها و مهندسان و عالمان برجسته دینی شکوفا می شود
باید بینش ما نسبت به نیازهایمان عوض شود

به منظور استفاده بیشتر از نقدها و نظرات
تا حالا 9 نظر
بدلیل تبلیغی بودن و کلیشه ای بودن حذف شدند