
بقیه عکسها در ادامه مطالب

بقیه عکسها در ادامه مطالب

نماز در سفره سیاست

نماز جماعت در سبد انحراف
عزیز من یک چیز رو نمی فهمم... این همه اصرار بر اینکه عده ای را هم مسلک و ایده ی خود کنی بر چیست ؟
ادامه عکسها و مطلب ...

برای توصیه یکی از بیماران ؛ راهی بیمارستان (...) شدم ...
برگرفته از مجموعه آثار دکتر علی شریعتی
خواهران، برادران!
اکنون شهیدان مردهاند، و ما مردهها زنده هستیم. شهیدان سخنشان را گفتند، و ما کرها مخاطبشان هستیم، آنها که گستاخی آن را داشتند که ـ وقتی نمیتوانستند زنده بمانند ـ مرگ را انتخاب کنند، رفتند، و ما بیشرمان ماندیم، صدها سال است که ماندهایم. و جا دارد که دنیا بر ما بخندد که ما ـ مظاهر ذلت و زبونی ـ بر حسین(علیه السلام) و زینب(سلام الله علیها) ـ مظاهر حیات و عزت ـ میگرییم، و این یک ستم دیگر تاریخ است که ما زبونان، عزادار و سوگوار آن عزیزان باشیم....
*******************************

خدایا! این چه حکمت است؟
و ما که در پلیدی و منجلاب زندگی روزمره جانوریمان غرقیم، باید سوگوار و عزادار مردان و زنان و کودکانی باشیم که در کربلا برای همیشه، شهادتشان و حضورشان را در تاریخ و در پیشگاه خدا و در پیشگاه آزادی به ثبت رساندهاند.
خدایا این باز چه مظلومیتی بر خاندان حسین؟
اکنون شهیدان کارشان را به پایان رساندهاند. و ما شب شام غریبان میگرییم، و پایانش را اعلام میکنیم و میبینیم چگونه در جامعه گریستن بر حسین (علیه السلام)، و عشق به حسین (علیه السلام)، با یزید همدست و همداستانیم؟ او که میخواست این داستان به پایان برسد.
متن کامل این گفتار را که در کتاب «حسین وارث آدم» از مجموعه آثار دکتر علی شریعتی به چاپ رسیده است را می توانید در ادامه مطلب بخوانید
کوفیان یکی یکی نامه به امام حسین (علیه السلام) نوشتند و از او دعوت کردند ؛ گفتند امروز این مد روزه

ماها رو ماشینامون یا حسین نوشتیم و دامب و دومب موسیقی هامون را به دامب و دومب نوحه ای تبدیل کردیم؛ گفتیم امروز این مد روزه
کوفیان یکی یکی به استقبال سفیر امام (مسلم بن عقیل) آمدند گفتند استقبال کردن سفیر؛ مد روزه

ما به استقبال غذاهای نذری رفتیم
ادامه عکسها و مطالب ...

چرا میگید بزک کرده؟
کلمه قشنگی نیست
یکی مثل من تو یه خونواده ای به دنیا میاد که کلاس واسشون مهمه و حجاب واسشون چندان مهم نیست!
منظور من از ...
جوانکی را دیدم که به سبک فلان مجله می گوید
من کمبود محبت دارم
و کسی را می خواهم که به من محبت کند و باز به سبک همان می گفت:
کسی مرا درک نکرده , کسی مرا درک نمی کند ...
خندیدم در حالی که


چند وقت پيش چند دانشجوي دانشگاه غير انتفاعي را ديدم كه توي بلوار خيابون باهم عكس مي انداختند پسره دراز مي كشيد و دخترا مي ايستاند و يه عكس ويا دخترا مي نشستند و پسرا...
روزی بهش گفتم ...
فهمیدن سخن دیگران