می گفت در مراکز روسپی گری آمریکا ؛ زنان فاحشه چهار دست و پا روی سکو این ور و اونور می رفتند تا مردی یکی از اونها را انتخاب کنه و برای کام گیری از اونها پول بپردازه
می گفت اینها زنانی بودند که بایست قسمت اعظم فروش تن خود را به مسئول مرکز که یه زن میانسال بود و بهش ... می گفتند بپردازند
باورم نمی اومد که زن مثل گوسفند بفروش برسه و ازش بصورت سازمان دهی شده فقط بهره جنسی ببرن
تا اینکه مطلبی را در یکی از وبلاگها خوندم که در زیر اونو آورده ام ؛ آره ما هم زمونی در ایران خودمون مراکز بهره کشی از زنان ایرانی را بصورت سازمانی داشتیم
این مراکز روسپی گری نبودند بلکه داشتن عزت زن را می فروختند بلکه داشتند انسانی بودن زن را می فروختند اونها زن را با گوسفند اشتباه گرفته بودند
حالا این متن را بخونید (برگرفته از آدرس http://oldpilot.blogfa.com/post-339.aspx )
نگاهي به پديده روسپي گري در ايران ...
اكثر اون هايي كه سن و سالي ازشون گذشته و دوران پيش از انقلاب رو يادشون مي آيد ، خوب به خاطر دارند مراكزي در تهران و شهرستان ها وجود داشت كه در آن زنان روسپي زندگي مي كردند و كالاي خود را كه همانا ارائه تن خويش براي دقايقي به مردان هوس باز بود ، از اين گذر درآمدي كسب كرده و زندگي فلاكت بار خود ادامه مي دادند .. اين كه چگونه زنان جوان و بزك كرده سر از اين محل هاي بدنام در آورده و همانند يك كالا دست به دست مي شدند ، داستان مفصل خودش رو داره . كه قصد دارم براي آگاهي عزيزان جواني كه فقط نامي از چنين محله هااي شنيده اند ، به طور خلاصه بيان كنم . اين گونه مراكز معمولآ با نام هاي متعددي شناخته مي شد . كه در تهران به آن شهرنو ، قلعه و يا جمشيد مي گفتند . بعد از انقلاب تمام خانه هاي آن محله با خاك يكسان شده و تبديل به فضاي سبز و پارك زيبايي شد .
اين كه چه گونه بانوان جوان سر از اين گونه نجيب خانه ها در مي آوردند ، داستاني بس مفصل دارد كه فقط مي توان به اين نكته اشاره كرد كه باند هاي مافيايي متعددي در تجارت ، نقل و انتقال و زورگيري از زنان مفلوك وجود داشت . كه معمولآ دستمايه اغلب فيلم سازان وطني پيش از انقلاب قرار مي گرفت . به عنوان نمونه مي توان به فيلم هاي " خاطر خواه " ، دشنه ، سوته دلان و غيره اشاره كرد . روسپيان با ساكن شدن در اين گونه محله هاي بدنام ، علاوه بر داشتن سرپرستي پير از قماش خود كه آن را خانم رئيس مي ناميدند ، معمولآ تعدادي گردن كلفت چاقو كش هم در مقام حامي يا بهتره بگوييم زور گير ، در اطراف آن ها مي پلكيدند . در اين ميان آن هايي كه از بر رويي زيبا برخوردار بودند ، هريك معشوقه خصوصي يكي از شرور هاي محله بوده كه بخش زيادي از درآمدشان نصيب آنان مي شده است . در اين ميان نبايد از نقش واسطه ها يا همون قوالان غافل بود . اين افراد كه در حقيقت به نوعي مالك زنان محسوب مي شدند ، همانند كالايي از آن ها استفاده مي كردند .
در آن روزگار براي جلوگيري از انواع بيماري هاي واگير ، روسپي ها زير نظر وزارت بهداشت مرتب معاينه شده و در همان محله نگهداري مي شدند . مردان هوس باز براي ارضاي تمايلات خويش بعد از ورود به قلعه ، با سرك كشيدن به خانه ها كه در آن زنان تن فروش در يك رديف به صورت نيمه لخت نشسته بودند ، بعد از انتخاب با خريدن ژتون از خانم رئيس ، به اتاق محقر روسپي كه اغلب با تختي زوار در رفته ، پنكه اي قديمي و يخچال كوچكي تزئين شده بود ، و ديوار هاي آن منقوش به تصاوير ستارگان سينمايي بود ، مشغول كام گيري مي شدند . گاهي هم ديده مي شد بعضي از مردان هوس باز حرفه اي با شنيدن آوازه حضور زني زيبا در يكي ديگر از شهر هاي كشور ، براي كام گيري راهي آن ديار غريب مي شدند !! فراموش نكنيم كه مافياي قدرت براي حفظ و تداوم بهره گيري از كالاهاي خويش ، علاوه بر استفاده از اهرم زور توسط اوباشان خود ، با گرفتن انواع سفته دست و پاي آن بيچاره ها را هم از نگاه قانوني مي بستند . تا هيچ گاه فرار نكند .
فهمیدن سخن دیگران