- - سید خندان -
خدايا، تو ميداني که چه مي کشيم ، پنداري که چون شمع ذوب مي شويم ، آب مي شويم ما ازمردن نمي هراسيم ، اما ميترسيم بعد ازما ايمان را سر ببرند و اگر نسوزيم هم که روشنائي مي رود و جاي خود را دوباره به شب مي سپارد ، پس چه بايد کرد؟
از يک سو بايد بمانيم تا شهيد آينده شويم و از ديگر سو بايد شهيد شويم تا آينده بماند هم بايد امروز شهيد شويم تا فردا بماند وهم بايد بمانيم تا فردا شهيد نشود ، عجب دردي چه مي شد امروز شهيد مي شديم و فردا زنده مي شديم تا دوباره شهيد شويم.
به منظور استفاده بیشتر از نقدها و نظرات
تا حالا18نظر
بدلیل تبلیغی بودن و کلیشه ای بودن حذف شدند
فهمیدن سخن دیگران