اگه من بجای دشمن بودم چه کاری برای کاهش رواج دین اسلام در ممالک اسلامی می کردم؟!!!
اگه من بجای دشمن بودم

حاکمین ممالک اسلامی را بر مراد خودم جورچین می کردم طوری که ظاهر اسلامیشون را حفظ کنن تا بطور مستقیم رو در روی جامعه اسلامیشون در نیان ولی در پشت صحنه فرمانبری مرا بکنند و برنامه های ضد دینی مرا اجرا کنن
اگه من بجای دشمن بودم
گروه جاسوسان زن زیبا را برای ممالک اسلامی تشکیل می دادم تا در مدیریت ممالک اسلامی نفوذ کنن و با ایجاد روابط پنهانی و تهیه عکس و سند ؛ رگ مدیریت را بدست بگیرند تا برنامه های غیر دینی مرا اجرا کنن
اگه من بجای دشمن بودم

گروه ترور مسلمان را سازماندهی می کردم و روی فکر و اندیشه آنها طوری کار می کردم که کشتن مرد و زن و کودک ؛ عین ثواب براشون به نظر بیاد
اگه من بجای دشمن بودم
روی بدنام کردن مهره های ممالک اسلامی برنامه داشتم با شایعه پراکنی و یا منحرف کردن بچه هاشون و ... آنها را در نظر مردم بد جلوه می دادم و از قدرت نفوذی آنها می کاستم
اگه من بجای دشمن بودم
شبکه فرهنگی و آموزشی در خارج کشورهای اسلامی تاسیس می کردم تا برای اشخاصی که بعنوان الگو در نظر جوانان شناخته شده اند ( مثل مدیر یک سازمان ؛ کارگردان ها و هنرپیشه های سینمایی؛ بازیگران فوتبال و ...) برنامه ریزی کنن
این شبکه با بودجه کافی به برگزاری همایش و کلاسهای آموزشی و تفریحی میان این الگوها می پردازه و آنها را دین گریز و دین ستیز بار میآره
اگه من بجای دشمن بودم

روی وزارت علوم و آموزش ممالک اسلامی کار می کردم و معلمین و اساتید را مورد هدف قرار می دادم چراکه فساد یک معلم یا استاد یعنی فساد یک یا درصدی از کلاسی که در آن درس می دن
اگه من بجای دشمن بودم
برای حوزه علمیه ممالک اسلامی برنامه داشتم
1- برای حوزه های علمیه وابستگی مالی و پولی به حاکمان دست نشانده ایجاد می کردم تا یارای گفتن کلمه حق علیه حاکمیت و یا منه دشمن را نداشته باشن
2- افراد نفوذی در این حوزه ها ایجاد می کردم تا بصورت حساب شده دین گریزی را رواج بدهن ؛ تفرقه ایجاد کنن و جوانانی را که به قصد دین آموزی می خوان وارد حوزه بشن منصرف کنن و ...
3- بدنام کردن مبلغین دینی در نظر جامعه و به تبع آن کاهش ارتباط مردم با عالمان دینی و کاهش علوم دینی در میان مردم
اگه من بجای دشمن بودم
میان نسل جدید و نسل قدیم
فاصله می انداختم تا تجربیات و فرهنگ دینی که از نسل قبل به نسل جدید منتقل می شد منتفی شود
اگه من بجای دشمن بودم

با قراردادن بودجه کافی ؛ دسترسی به محصولات غیر فرهنگی و غیر دینی را خیلی ارزانتر و قابل سهل نسبت به محصولات دینی قرار می دادم
اگه من بجای دشمن بودم

بوسیله تبلیغ ؛ جامعه غیر دینی را جامعه آرمانی با تکنولوژی برتر با مردان و زنانی شاد ؛ و جامعه اسلامی را جامعه ای فقیر و بد اخلاق و عقب مانده نشون بدم تا یاس و ناامیدی را در میان جوانان اون مملکت اسلامی پرورش بدم
اگه من بجای دشمن بودم
وجود فطرت پرستش و حق خواهی را در وجود انسانها انکار نمی کردم و بطور مستقیم به جنگ دین مردم و یا خدا نمی رفتم
بلکه کار کارشناسی و روانشناسی در این مورد انجام می دادم
جوان ؛ خدا می خواد پس براش خدا درست می کنم الهه های قدیمی را از گور می کشم بیرون تا جوان خواسته اش را از اون ها بخواد
جوان مسلمان ؛ اسلام را دوست داره خب انواع و اقسام دین را در راستای دین اسلام براش تولید می کنم

بهائیت ؛ بابیت ؛ وهابیت ؛ درویش مسلکی ها ؛ علی اللهی ها ؛ دین کهکشانی ؛ عرفانهای کاذب ؛ اکنکار ؛ انحراف مهدویت و ...
اگه من بجای دشمن بودم
دختران و زنان جامعه اسلامی را به نماد شهوت و کالای جنسی و عامل جنگ افروزی و خواهان حقوق از دست رفته خود (بحث فمینیسم) تبدیل می کردم.
و پسران و مردان جامعه را به نماد غضب و خشونت علیه جامعه و مخصوصا خشونت علیه زنان تبدیل می کنم
و با اینکار ارکان خانواده بهم خورده و به تبع آن ارکان جامعه اسلامی از هم می پاشد
(در مورد برنامه عملی این مسئله متن و توضیحی متفاوت می طلبد که در این مقاله از حوصله خواننده و مغز داغ کرده من خارج است)
اگه شما بجای دشمن بودید چه می کردید؟
فهمیدن سخن دیگران