کوچیک کوچیک که بودم دوس داشتم جای مشهدی ها هر روز به حرم امام رضا سری بزنم
حالا بزرگتر شدم عاقلتر شدم دانشگاه درس خونده ام بالاخره فکر میکنم زیاد می فهمم
به مشهد می رسیم

گنبد امام رضا (علیه السلام) را می بینیم
السلام علیک یا علی بن موسی الرضا
بعد دنبال یه جای دنج (برای اینکه بهمون بد نگذره)
نزدیک حرم باشه
فرداش
بازار روسها کجاس
بازار رضا مرد و زن بهم می لولند شلوغ و پلوغ
چند روزی که می گذره تعداد سلام دادنام و سر زدنام به حرم امام رضا کمتر میشه
مشهدی ها حق دارن
هر روز که نمیشه به امام رضا (علیه السلام) سر زد و زیارت خوند (کوچیک که بودم عجب آرزویی داشتم)
آنروی سکه
مشهدی های عاشق
میگه تا هر روز به امام رضا سر نزنم و زیارت نخونم روزم روز نمیشه
زائرین عاشق
گوشه دیوار؛ چشمها خیره به گنبد ؛ اشک دور چشمها حلقه زده ؛ زمزمه یا رضا
اشک تحمل نمیکنه جاری میشه ؛ زمزمه تحمل نمیکنه فریاد می یاد
قربون کبوترای حرمت قربون این همه لطف وکرمت
دل عاشقات برات پر می زنه گدا رو ببین داره در می زنه
یه روزی میاد که زیر خاک بشم میشه که از گناهانم پاک بشم
تو به سرمایه من نکن نظر بیا و امشب منو ندید بخر
قطره ام که دل به دریا زده ام خودمو تو زوّارت جا زده ام
مکنم رد زدرت اباالحسن جان زهرا (سلام الله علیها) مادرت اباالحسن
فهمیدن سخن دیگران